تربیت اوان کودکی مقدمات و الزامات

[ad_1]

 قرار است هر شنبه در این ستون نوشته‌ای درباره تربیت در اوان کودکی (تاک) از سوی متخصصان و استادان این حوزه نوشته شود. این اولین شماره این سلسله نوشته‌هاست و بعد از این، مضمون‌های مرتبط با تاک هر هفته از طریق این رسانه مطرح و تحلیل خواهد شد. هدف این است که آرام‌آرام در کشور از مرحله ذکر اهمیت و ضرورت توجه به این دوره مهم زندگی عبور کنیم و وارد مرحله اقدام و عمل درست در این حوزه شویم. این اقدام هم ناظر بر چرخش‌های نگرشی و عملی والدین و مربیان است و هم ناظر بر سیاست‌گذاری درباره این دوره در کشور.

موضوع اولین شماره را به ضرورت و چرایی و برخی اقدامات عملی در این حوزه اختصاص می‌دهم. درباره چرایی پرداختن و توجه‌کردن به این دوره، هم متخصصان علوم مغز و اعصاب و هم روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، متخصصان علوم آموزشی و حتی اقتصاددانان ورود پیدا کرده‌اند و شرح مبسوط این چرایی و ضرورت تربیت اوان کودکی در مقاله چاپ‌شده در فصلنامه تعلیم و تربیت شماره 122، آورده شده است؛ اما آنچه در سال‌های اخیر پررنگ‌تر شده، میزان سرمایه‌گذاری کشور‌ها پس از ایجاد این معرفت درباره دوره کودکی است؛ به‌طوری‌که اصطلاحا وارد مرحله «سرمایه‌گذاری معکوس» شده‌اند؛ یعنی میزان سرمایه‌گذاری دولت‌ها روی دوره کودکی بیشتر از دوره‌های نوجوانی و جوانی شده است؛ درحالی‌که پیش از این برعکس بوده. به‌تبع دولت‌ها و خانواده‌ها هم با درک ضرورت و اهمیت این دوره، سرمایه‌گذاری خویش را بیشتر از پیش در دوره کودکی صرف می‌کنند؛ اما کشور ما در این روند جهانی مسیر متفاوتی را پیش گرفته است.  

یعنی هم سرمایه‌گذاری دولتی و هم غیردولتی (خانواده‌ها) در دوره متوسطه دوم، خصوصا نزدیک به کنکور، انباشته شده و دوره کودکی به‌ویژه اوان کودکی (یا همان کودکی اول)، ملازم با غفلت و خست سرمایه‌گذاری است. در اینجا منظور از سرمایه‌گذاری، صرف منابع مالی نیست؛ بلکه بیشتر سرمایه «وقت باکیفیت» و «تعامل غنی برای تحول» است. این سرمایه گرچه به نظر ارزان است؛ اما مهارت و توانایی می‌طلبد که بیشتر والدین ایرانی کمتر از آن برخوردارند. موضوع «والدگری» یک موضوع تخصصی قلمداد نمی‌شود که برای مهارت‌آموزی آن خود را ملزم به آموزش‌دیدن و یادگرفتن کنیم.  در چند سال اخیر، هم در بخش سازمان‌های مردم‌نهاد و هم در بخش سازمان‌ها و نهادهای خصوصی، رویداد‌ها و اقدامات تحسین‌برانگیزی در کشور برای توانمندسازی و مهارت‌آموزی والدین و مربیان رخ داده است که در شماره‌های بعد، این نمونه‌ها آرام ارام معرفی خواهند شد؛ اما در بخش دولتی هنوز اختلاف نظر‌های اداری، قانونی و حقوقی بین دستگاه‌هایی که با کودک سروکار دارند، نتوانسته اقدامات را به مرحله‌ای برساند که بتوان گفت مقبول است. این موضوع حتی پس از قانون مجلس شورای اسلامی درباره مؤسسات آموزشی غیردولتی در آذر 1395، راه به جایی نبرده است و در شماره‌های بعد، نقد این وضع و مطالعه تطبیقی متناظر با آن ارائه خواهد شد.

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *